اينجا تاريخ است

– شاعر مجموعه شعر «زنی دور از خاورمیانه‌ای نزدیک»، در این دفتر، رویکرد دوگانه‌ای به کوتاه‌نویسی و ساده‌نویسی و ساده‌ترسرودن دارد. این نظر را قبول دارید؟

منظورتان را از رویکرد دوگانه متوجه نمی‌شوم. ولی اگر به‌طورکلی ساده‌‌نویسی را در مقابل پیچیده‌نویسی به کار می‌برید، واقعیت این است که من سروده‌های این مجموعه را ساده نمی‌دانم. البته شاید به لحاظ فرم، ساده به نظر بیایند ولی به لحاظ کاربرد زبان یا کارکشیدن از گزاره‌ها و یا نقب‌زدن در سرنوشت بشر و راوی فردی و نوعی نه، منظورم عبور از سطح فردی روایت‌گری به سطوح انسانی آن است. البته در سروده‌های این دفتر، به‌نسبت شعرهای دفتر قبلی، «به مردن عادت نمی‌کنم»، تفاوت‌هایی وجود دارد در کوتاه‌ترشدن طول اشعار یا به قول شما ساده‌تر‌نویسی صوری. اما این مسئله مربوط به سرشت سروده‌های خود این دفتر است، نه قصد و تصمیم من. شاید همه این‌ها برمی‌گردد به نوع نگرش درباره ذات شعر، اینکه شعر تقلید و بازی‌های ساختگی نیست. منظورم این است که هیچ شاعری اول نمی‌رود کلاس شاعری ببیند و درس چگونه‌نوشتن یا براساس الگو یا نظریه خاصی را نوشتن ببیند و بعد بیاید شعر بسراید. شعر همه‌چیز را خودش با خودش می‌آورد. با هیئت و لباس خودش ظاهر می‌شود و بعد روی صفحه می‌نشیند.
ادامه