نوستالژی در آثار جلال آل احمد

آثار جلال آل احمد را از جهات متعددی می‌توان مورد نقد و بررسی قرار داد ولی بعد اجتماعی و فلسفی این آثار به طور معمول، برجنبه‌های دیگر پیش می‌گیرد. آنچه در این مقاله بدان پرداخته شده است، نوعی تأمل روان‌تحلیلگرا یا شالوده‌شکنانه است برای نزدیک شدن به دنیای عاطفی و مقتضای حال این نویسنده که باز هم با ابعاد اجتماعی و فلسفی آثار او در پیوند است. می‌توان گفت ویژگی‌های خاص زبانی و شیوه بیان و اسلوب نوشتار در آثار این نویسنده به گونه‌ای است که امکان ورود به دنیای آن سوی واژگان و کشف معانی ثانونی آنها، کار چندان دشواری نیست و در این میان انتخاب زوایه دید اول شخص در بیشتر داستان‌ها با داستان‌واره‌ها در خدمت این مقتضای حال است. اگرچه در بسیاری از موارد، اندیشه فلسفی، نگرش نویسنده و سفارش ذهن اوست که منجر به پدید آمدن این آثار شده است ولی در میان آثار نویسنده، هرجا که اثر به آفرینش خلاق نزدیک است و عنصر زبان توانسته است در قالبی نرم و راحت به خدمت کل اثر درآید، امکان جست‌وجوی درون‌کاوانه بیشتر است.

ادامه