دنیای قشنگ پوپو

گروه سنی ۱۰ تا ۱۲ سال
نشر شباویزدنیای قشنگ پوپو

داستان مصور و رنگی حاضر درباره پرنده‌ای است به نام «پوپو» که تاج زیبایی بر سر دارد. روزی پوپو از لانه خود بیرون می‌آید و درمی‌یابد که همسایه‌اش «غاز وحشی» از سفر بازگشته است. پوپو بسیار خوشحال می‌شود. پس از چندی، غاز وحشی صاحب سه جوجه‌ی زیبا به نام‌های «سینه‌سفید»، «نوک‌دراز» و «پاپری» می‌شود. غاز بر آن است تا با آموختن پرواز به جوجه‌ها، آن‌ها را برای مهاجرت آماده سازد. اما پاپری با بازیگوشی از آموختن پرواز، طفره می‌رود. سرانجام زمان مهاجرت فرا می‌رسد. غاز و دو جوجه‌اش -سینه‌سفید و نوک‌دراز- به سفر می‌روند و پاپری تا آمدن آن‌ها نزد پوپو می‌ماند. پوپو در غیاب غاز وحشی از او مراقبت می‌کند. پاپری در نبود مادرش، دلتنگ می‌شود، پرواز را فرا می‌گیرد، و پس از چندی غازها از سفر باز می‌گردند.

نویسنده در خلق این اثر با الهام از طبیعت، از ادبیات به عنوان یک ابزار استفاده کرده، تا بتواند با نمایش محترمانه‌ی رابطه‌ای زنده‌‌ بین انسان، و اجزا و عناصر طبیعت، بر حس و وجدان کودکان برای درک این رابطه‌ی زنده و ارجمند، تأثیرگذار باشد.

این کتاب، در سال ۱۳۸۱ با نقاشی آلن بایاش، توسط انتشارات شباویز در ۵۰۰۰نسخه، منتشر شده است.

خرید اینترنتی اثر

The Lovely World of Popoe

For 10-12 years-old children
Shabaviz Publications

Review a part of Story:
It was morning. Popoe woke up. She brushed her feathers and went to her nest.
Suddenly, she heard some noise from down of the tree and recognized the wildfowl’s voice. ‘o, my God,’ she said excitedly, what a fortune, my neighbor has returned. I have to go visiting her as soon as possible.’
Then she put aside the straws in the nest and flew around in search of food.
A few hours later, when Popoe returned, the wildfowl was tidying up her nest. She was taking out the straws, making them clean one by one and rearranging them.

Popoe approached and said:
– Hi, the white wildfowl, you’re welcome. I’m so happy to see you returned.

The wildfowl answered:
– Hi Popo. I am too happy for returning home. How do you do?

Popoe said:
– When it’s spring I’m OK, because all the birds return here. If you wish, I can help you
arrange your nest.

The wildfowl looked at the beautiful crown of feathers on Popoe’s head and said:
– No, No, thank you. Don’t bother yourself. I’m afraid your pretty crown get dusty.

Popoe laughed and returned to her nest.
[…]